کشف منِ واقعی

شبها خودم و کارهای روزمره‌ام را مثل یک فیلم تماشا می‌کنم. من کسی هستم که دیده می‌شوم، هم خودم خودم را می‌بینم و هم دیگران من را.

کار میکنم، لباس می‌پوشم، یک پدر هستم، همسر هستم و….. .

اما یک قسمتی از من واضح دیده نمی‌شود و آن درون من است! همان چیزی که من را از نبات و حیوان متمایز میکند!
و آن درک و بینش من از جهان است، فهمی است که از مسئولیت دارم، وزن آموخته‌هایم هست و فریادی که نمیتوانم آنرا به آسانی به گوش کسی برسانم…

من یک فرد بالغم با انبار عظیمی از کلمات ناگفته، و صدها موضوع خفه شده در پستوی ذهنم. این توصیفات تا حدودی من اول من هستند.

اما در من، من دیگری هم وجود دارد

شخص دوم پشت چهرهء من مخفی شده و
به یک راز بین من و خداوند تبدیل شده.!

من درون پدیده‌ایست بسیار زیبا، خلاق و دوست داشتی… اما در عین حال شگفت انگیز!

گاهی از خودم میپرسم که چرا از نوشتن میترسم؟
چرا از قضاوت شدن وحشت دارم؟
به این جواب میرسم که نوشتن یک آشکارگر است و از شخص دوم من یا “من درون” یا
همان “ناخوداگاه” من پرده برداری میکند. و این آشکار سازی هراسناک است.

 

خصوصیات منِ درون

اما نکته ای که من از آن غافل بودم این است که من درون هرکس بسیار زودرنج و احساسی است. یعنی هر بار که به خاطر ترس خواسته‌های او را نادیده میگیرم، بدون شک او را پژمرده‌ میکنم و جای تقویت شادی و نشاط که برایش لازمهء حیات است او را تسلیم افسردگی میکنم.

در ناخداگاه به هم ریخته من صدها موضوع و هزارها “صدا” وجود دارد که باید فقط از یک خروجی نمایان شود. خروجی صداهای درون من همان نوشتن است.
واین عملا غیر ممکن است. مثل حرف زدن در مورد چند موضوع بایک دهان به صورت همزمان…

پس اولین قدم برای خوب نوشتن این است که
این من دوم را به رسمیت بشناسم و آن را درست بسازم.
باید یک شخصیت برای او قائل باشم!
پیدا کنم چه رسالتی دارد؟
چه چیزی میتواند بیافریند؟ (من دوم، ناشناخته، بسیار عمیق تر و خاص تر از من اول و منحصر به فرد است. اگر اورا خوب بشناسی)

باید باور کنم من کپی نیستم و خودم هستم!
شاید با شناخت من درون در جایگاه بالاتری از کسانی که امروز الگوی من هستند بایستم…. باید به آن شکل دهم تا از قاتی شدن صداهای مختلف و نا هنجار شدن آنها جلوگیری کنم‌.

شاید علت ترس من از نویسندگی همین باشد که نمیتوانم این صدا ها را از هم تمیز بدهم!

تاثیر پیدا کردن “من درون” چیست؟

من درون اسمهای متعددی دارد. او یک دوست خوب برای انسان است. هدف اصلی اش کمک کردن به انسان است و شخص را میتواند از ساده ترین راه به بالا ترین درجات نبوغ، خلاقیت و موفقیت برساند.

حتما شما هم بارها و بارها از دیدن بعضی آثار بزرگان شگفت زده شده‌اید. مثل شاعران نامی، نقاشها، مخترعان و نویسندگانی که نبوغی باور نکردنی و فرا انسانی دارند.

نکته همینجاست که آنها توانسته اند با پیوند زدن خودشان با من درونشان و خط گرفتن از ندای آن به نبوغی برتر دسترسی پیدا کنند.

 

شاید مطالب زیر را بپسندید: 

کشمکش چیست؟ و چه کمکی به داستان میکند؟|آموزش داستان نویسی|حسین سیدزاده

روش‌های ایجاد هیجان در داستان/ حادثه

سازی/ حسین سیدزاده

روشهای ایجاد هیجان در داستان/حادثه سازی/ حسین سیدزاده

روشهای ایجاد هیجان در داستان/حادثه سازی/ حسین سیدزاده