روایت چیست؟ چگونه یک روایت عمیق بنویسیم؟

 

روایت، مجموعه‌ای از کلمات است که بتوان با آن یک گزاره، یک خبر یا استنادی را ‌وصف کرد.

روایت شرح یک تلنگر است که در اثر رویت انسان به وجود می آید.
گاهی تلنگر در اثر تعمیق و تفکر به وجود می‌آید و گاهی ممکن است در رویا پدیدار شود.
تلنگر می‌تواند از کشف و شهود هم ایجاد شود و به ذهن برسد، حالتی شبیه الهام… هر داستان یا شعری برای ساخته شدن نیاز به یک چیز مهم دارد! چیزی مثل گِرِه یا دغدغه که در اثر رویت آن تلنگر ایجاد می‌شود!

.
روایت شرح رویت است یعنی شرح چیزی که توسط حواس پنج گانه درک می‌شود، دیده یا شنیده میشود یا لمس می‌شود و… .

روایت یک ظاهر دارد و یک باطن، در روایت‌های سطحی، عملا ظاهر همان باطن است
اما در روایت عمیق، نگاه عناصر داستان طور دیگری است.
در روایت غنی و عمیق کاراکتر، شخصیت، داستان و راوی دچار دید دیگری هستند،
نوعی نگاه که جدای دید بقیه انسانها ست.

مثلا:
“شب” در روایت یک چاه عمیق پر از راز است!
“سبزه” پرچم بهار است
“ماه” یک بانوی صبور است.
“تاریکی” مردیست، ساکت و دانا

این نوع دید یک ‘فهم’ خاص از امور است، یک ‘داوری’ یا ‘قضاوت’ در مورد موضوع است، یک داوری که میتواند برای هرکس بسته به آیین و خلقیاتش، خوب یا بد باشد، حتی غیر قابل تحمل یا باور نکردنی…

برای اینکه ما _دچار دید_ بشویم، چاره‌ای نداریم جز دست برداشتن از دید عادی و روزمره… یک فرد خسته یا یک شخصیت نالان به سختی می‌تواند دچار دید شود.

افکاری که مدام در حال عیب جویی، غیبت کردن یا ترس است جایی برای خوب دیدن ندارد، همینطور کینه یا دیگر گرفتاری‌های ذهنی موانعی برای رهایی ذهن هستند و مانع دید و تفکر می‌شوند.

 

شاید درسهای زیر به شما کمک کند: 

روشهای ایجاد هیجان در داستان/حادثه سازی/ حسین سیدزاده

منِ درون کیست؟ و چه ارتباطی با نویسنده دارد؟/حسین سیدزاده

تسلط نویسنده بر مسیر داستان/ حسین سیدزاده

کشمکش چیست؟ و چه کمکی به داستان میکند؟|آموزش داستان نویسی|حسین سیدزاده