جستارها

/جستارها

کلافگی، دوست خوب من|سید حسین سیدزاده

۱۳۹۹-۷-۲۹ ۱۷:۲۹:۵۵ +۰۰:۰۰29ام مهر, 1399|

این همنشین بد قلقِ کسالت‌بار، با اینکه علاقه خاصی به ربودن تمرکزم دارد اما دوست بدی نیست!.   کلافگی یک برزخ است، بین انتخابهای متعدد، بین کارهایی که میدانی باید انجام شوند اما انجام نمیشوند. کلافگی یک آتش است که نمیدانی قرار است گرمت کند با پوست نازکت را بسوزاند. کلافگی شاید شبیه لحظه‌ای باشد که [...]

طنز بی‌فرهنگی|سید حسين سیدزاده

۱۳۹۹-۸-۷ ۱۲:۲۸:۳۸ +۰۰:۰۰23ام مهر, 1399|

یکی از دستاوردهای شگفت انگیز دنیای مدرن اختلاف سلیقه‌های متعدد ما انسانهاست. با یک نگاهی اجمالی به تاریخ میتوان دریافت که با چه سرعتی اختلاف نظر در بین جوامع گسترش یافته و جای همه همه چیز عوض شده. یعنی واژه خوب برای بعضیها به معنای "بد" تلقی شده ودر مقابل  برخی افراد به هر وضعیت ناهنجاری [...]

تجربه نگاری|سید حسین سیدزاده

۱۳۹۹-۷-۲۴ ۱۶:۳۲:۲۵ +۰۰:۰۰18ام مهر, 1399|

همه ما در قصر دلمان عشقی نا آشکار داشتیم. درست مثل آتش زیر خاکستر. عشقی از جنس قلم و کاغذ، وبسایت و محتوا و امثال آن. عشقی که آماده شعله‌ور شدن بود، عشق و قلم و ایده‌ای که برای تبادل نشدن دو رکن اساسی داشت: اول: میخواست طوری رشد کند که مصرف کننده و کپی کار [...]

گم شده

۱۳۹۹-۷-۱۷ ۲۲:۱۸:۴۱ +۰۰:۰۰17ام مهر, 1399|

من به اندازه پیراهنش نبودم ولی او پیراهن من بود. من را پناه می داد. کابوس‌های من از جایی شروع شد که او که بزرگتر از لباس من بود گم شد. .... همه جا پیش دویدم، تمام شکوفه زارها را جستجو کردم، دور خورشید چرخیدم، برگهای خشک را زیر پا خرد کردم و با برف باریدم. [...]

یادداشتی برای بیژن نجدی|سید حسين سیدزاده

۱۳۹۹-۷-۸ ۲۱:۵۲:۳۴ +۰۰:۰۰8ام مهر, 1399|

بیژن نجدی (زاده ۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش درگذشت ۴ شهریور ۱۳۷۶ در لاهيجان)، شاعر و داستان‌نویس بود.   او در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در رشت گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۹ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۴۳ از همان دانشکده در [...]

پناهگاه من|سید حسین سیدزاده

۱۳۹۹-۷-۸ ۰۷:۴۱:۵۳ +۰۰:۰۰8ام مهر, 1399|

  شاید مدام سرخوش و شاد و باشی و هیچکس چهره بدون لبخندت را ندیده باشد. نظم و انضباط سرلوحه کارت باشد و آشفتگی را از خودت دور کرده باشی. به هر حال، حال دلت خوب باشد یا نه، اوضاع زندگی ات روبراه باشد یا نه، و حتی دنیای دوست داشتنی خودت را هم  که ساخته [...]

حرفهای من با فرزندم|سید حسین سیدزاده

۱۳۹۹-۷-۸ ۱۰:۰۲:۲۵ +۰۰:۰۰6ام مهر, 1399|

  فرزندم از یاد نبر!     هروقت به یک طرز فکر یا کهن الگوی تکراری و باورهای قدیمی رسیدی کمی درنگ کن. آنها را چشم بسته باور نکن. هرچقدرهم فراگیر بود بیشتر در آن تأمل کن. ار باوری را قبل از پذیرفتن عمیق شو، قدیمی باشد یا جدید، ناشناخته یا همه گیر. شاید با تفکر [...]