
خداوندا
خداوندا خداوندا… نگرانی، کاستی ها و نیازهایم را به تو میسپارم، چرا که به تنهایی از عهده آنها بر نمیآیم. باید به تو اعتماد

خداوندا خداوندا… نگرانی، کاستی ها و نیازهایم را به تو میسپارم، چرا که به تنهایی از عهده آنها بر نمیآیم. باید به تو اعتماد

عباس معروفی نویسنده ی برجسته و صاحب سبک کشور او اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران بهدنیا آمد. آقای معروفی سال ۱۳۵۴ ، یعنی زمانی

ولفگانگ گوته استلو – اعتراف بزرگ – اعتراف یک روح پاک – اگمنت – ایفی ژنی – پرومته – تاسو – دیوان شرقی

وقتی با خر دست میدهی یا جفتک استخوان شکن نصیبت میشود یا عرعر بی وقت خواب پران. کاش آن امام خوش سیمای مهربان از اسارت

ابتدا فکر میکنیم فقط گاهی ورزش کردن، نوشتن، ساز زدن، ساختن یا هنر ورزیدن برایمان کافیست و میتواند ما را به نقطه مطلوبمان در آن

نوزادی را در آغوش میکشی و به آسمان پرتاب میکنی. تا زمانی که به آغوشت باز گردد از دیدن لبخندش دلت قنچ میرود. اما شاید
بابابرقی عزیزم در اعماق تاریکی برایت مینویسم. تمام دلخوشی ما و مخصوصا مردم گرمسیر نشین این است که لا اقل طبق برنامه و اخطار قبلی

همه ما در برههای از زندگی خود دچار افسردگی میشویم و در همان حال احساس حقارت میکنم. با کمی کاوش در خودمان، درمییابیم که انسان
چگونه از شر وسواس رودروایسی خشمها و نگرانیها خلاص شویم؟ برای اینکه بدانیم مقادیر زیادی از احساسات ما از قبیل خشم، ترس، خجالت،