رابطه میان نواقص دیگران و شخصیت خود ما
بیان نواقص دیگران مسیری است هموار و ساده اما هرگز مرا به انسانی برتر یا پخته تر تبدیل نکرد با این حال در میانهی این تکرار بیهوده به یک حقیقت بنیادین دست یافتم من تنها زمانی قادر به شناسایی و تشخیص یک نقص در دیگری هستم که آن نقص با تجربهی زیستهی من هم آوا باشد در واقع نگاه من به عیوب دیگران چیزی نیست جز بازتاب نویزهایی که در سیستم شخصیتی خود من وجود دارد هرگاه تمایل به قضاوت کردن در من جوشید باید بدانم که این یک واکنش محض نیست بلکه نشانهای است از اینکه آن رفتار یا آن ویژگی در لایههای زیرین شخصیت من نیز ریشه دوانده یا دست کم با آن آشناست این یک تداخل فرکانسی است
چگونه واکنشهای احساسی را به ابزاری برای رشد شخصی تبدیل کنیم؟
من تنها چیزی را میشنوم که در خود نیز شنیدهام از این رو تصمیم گرفتهام که از این چالش به یک موهبت خودشناسی تبدیل کنم هرگاه رفتار کسی طوفانی از خشم یا کلافگی را در من برانگیخت به جای آنکه انرژیام را صرف نکوهش او کنم از این انگیختگی به عنوان یک نقشه استفاده خواهم کرد این واکنش شدید تابلوئی است که مرا به سمت درون میخواند تا بپرسم چرا این نقطه در من حساس است و کدام بخش از وجود من با این رفتار در اصطکاک قرار گرفته است به این ترتیب هر قضاوت ناخواسته به فرصتی برای واکاوی دقیقتر شخصیت و رشد فردی تبدیل میشود.
شاید مطالب زیر را بپسندید:


آخرین نظرات: