داشتم به راز ماندگار شدن فکر میکردم!
سوالی ذهنم را مشغول کرده بود.
جوابش برایم موضوعی شگفت انگیز مینمود.
با خودم فکر میکردم چرا فقط بعضی از نوشتهها، هنرها، نقاشیها، صداها یا آهنگها آنقدر به دل مینشینند که تا مدتها مثل ستاره در آسمان ذهن آدم سوسو میزنند؟
از طرفی بعد از دیدن، گوش کردن یا خواندن بعضی آثار گمان میکنی فقط وقتت را تلف کرده ای.
فکر میکردم چه تفاوتی بین انسانها هست؟
چرا نام برخی لابلای هیاهوی این دنیای شگرف گم میشود و بعضی تا ابد بر بلندای شهرت باقی می مانند؟
بعضی گمنام و ناشناخته و بعضی شکسپیر و چخوف میشوند، همینگوی و استیو جابز میشوند!؟
نهایتا با مطالعه زندگی انسانهای موفق و بزرگ مخصوصا نويسندگان صاحب نام به چند ویژگی اخلاقی رسیدم که در همه آنها مشترک بود.
ویژگی هایی مثل صادق بودن و چهارچوب اخلاقی داشتن.
یا مثلا اینکه همه آنها یک زاویه دید منحصر بفرد را در خودشان پروش داده بودند. بیشتر آنها هر چیز سادهای را از زاویهای تماشا و درک میکردند که حتی تصورش هم برای عامه مردم ساده نیست.
اما هنوز همه این حرفها برای من موضوع اصلی نبود.
موضوعی که به نظرم شاه کلید موفقیت و ماندگار شدن هست این بود که آنها نوشتن یا هنر خود را تفننی یا برای تفریح انجام نمیدادند.
آنها اولویت زندگیشان را خلق کردن اثر هنری قرار دادند. آنها شبانه روزی و در هر حالتی در حال کار کردن روی اثر خود و یا لااقل فکر کردن به خلق اثر بودهاند. هیچ چیز و هیچ کس نمیتوانست مسیر بکری آنها را عوض کند.
در مورد درست یا غلط بودن این کار بحثی ندارم اما آنها نه تنها از لذتهای کوچک زندگی و تفریحات معمولی کاملا دست کشیده بودند، بلکه زندگی روزمره خود را کاملا صرف کار کرده بودند.
بله، آنها جدی بودند نه تفننی.
آنها در قبال کلمات، رنگها و نتها احساس مسئولیت میکردند. برای ذره ذره خلق اثر، خود را به چالش میکشیدند تا بهترین ها را جایگزین کنند.
چه کاری از این سخت تر؟
و بلاخره فهمیدم که کار تفریحی یک نتیجه تفریحی برایم خواهد داشت و کار جدی، دستاوردهای جدی و البته ماندگار.
همه ما نویسنده، گوینده، هنرمند و فعال هستیم اما معمولی…
برای خاص شدن و متمایز شدن نیاز به تلاش خاص داریم، تلاشی سخت اما شيرين و دلچسب.
به اميد درخشش تک تکتان.
شاید این مطلب را بپسندید.
جستاری در مورد کرونا و زلزله| حسین سیدزاده


2 پاسخ