صدای خستهء ماهیگیر سالخورده روی آرام دریا افتاد که:
قطرههای تنها یکدیگر را در آغوش میکشند و دریا میشوند، اما انسان دلتنگیاش دریا میشود.
دریا دلتنگی قطرهها را به سخره کوبید. و برگشت و در عمق چشمهای ماهیگیر غرق شد.
همانجا بو بردم که دریا ریگ کوچکیست در ژرفای یک دلتنگی کهنه، شاید خودش مغروق است در عمق یک تنهایی محزون!
از ماهیگیر پرسیدم:
کدام سرسخت تر است؟ دریا؟ دلتنگی؟ یا تنهایی؟
مرغی از روی آب گذشت و گفت: آنکه غرق در خالق است… .
#کیش


آخرین نظرات: