کتابهایی که اخیرا خواندهام
مهر ۱۴۰۰ 📔رمان “هما” ✍نوشته کاظم رضا 📔مجموعه داستان “افتاده بودیم در گردنه حیران” ✍نوشته حسین لعل بذری ✍داستان “کتابخانه بابل” ✍نوشته خورخه لوئیس
مهر ۱۴۰۰ 📔رمان “هما” ✍نوشته کاظم رضا 📔مجموعه داستان “افتاده بودیم در گردنه حیران” ✍نوشته حسین لعل بذری ✍داستان “کتابخانه بابل” ✍نوشته خورخه لوئیس

نوزادی را در آغوش میکشی و به آسمان پرتاب میکنی. تا زمانی که به آغوشت باز گردد از دیدن لبخندش دلت قنچ میرود. اما شاید
بدون اینکه بخواهیم از مسیر خارج میشویم ممکن است پس از مدتی در مسیر رشد فردی دچار مشکل شویم. یا حتی شاید مجبور شویم
من مرد خوبی بودم، شاید مدتها پیش. قبل از اینکه جای خنجر جفاکار روزگار را روی قلبم ببینم و درد برندگیاش را میان
تنهایی ساکت و صبور است اما مهلک. تنهایی تنها بودن نیست، احساس تنهایی کردن است. فکر میکنم گسترده ترین نوع تنهایی، دور ماندن از کسی
بابابرقی عزیزم در اعماق تاریکی برایت مینویسم. تمام دلخوشی ما و مخصوصا مردم گرمسیر نشین این است که لا اقل طبق برنامه و اخطار قبلی
جرقهای که کتاب گفتگو با کافکا در ذهنم ایجاد کرد کتاب گفتگو با کافکا را میخواندم. توجهم به موضوع مهمی جلب شد. لازم دانستم
نامه زیر خطاب به من است. برایم سرشار است از تمام حس های خوب. با خواندن آن فهمیدم که خوب است از اطرافیانم یاد
صدای خستهء ماهیگیر سالخورده روی آرام دریا افتاد که: قطرههای تنها یکدیگر را در آغوش میکشند و دریا میشوند، اما انسان دلتنگیاش دریا میشود. دریا

این داستانها را در فروردین سال ۱۴۰۰ خواندم: 📚شازده کوچولو 🖊آنتوان دوسنت اگزوپری 📚عقاید یک دلقک 🖊هانریش بل 📚قلعه حیوانات 🖊جرج ارول 📚اثر مرکب 🖊دارن