زندانی به نام شرم

زندانی به نام شرم

مصداق شرم همان سکوتی است که پدر در جواب خواهش های کودکش در آن فرو میرود.

شرم همان دستی است که هنگام خندیدن جلو دهان را می‌بندد تا دندانهای خراب نمایان نشود.

شرم به تعداد جوشها و لک های روی صورت فراوان است.

شرم همان گرم نشدن در زمستان و خنک نشدن در تابستان است.

شرم شاید سنگینی نگاه فروشنده باشد، وقتی که برای خرید پول کافی نداری و کالا را روی میز می‌گذاری و میروی…

شرم همان لباسی است که رنگش برای همه تکراری شده

و فقر، فقر بارز ترین چهره شرم است.

شرم چگونه در ذهن ما ساخته میشود.

وقتی دیگران از یک سری وقایع، روایتهای انحصاری میسازند، برای دیگران شرم تولید می‌کنند.

وقتی واقعیت یک موضوع را دور از دسترس قرار میدهند، یک تصویر کمالگرایانه از آن موضوع در ذهن ما نقش میبندد.

مادامی که ما آن تصویر کمالگرایانه را در رگهای واقعیت و حقیقت یک موضوع جاری کنیم، شرم را به درون خود دعوت کرده و فرصت رشد و پیشرفت را از خودمان سلب میکنیم.

برای روشن تر شدن موضوع چند مصداق فراگیر و بارز را با هم بررسی می‌کنیم

مصادیق شرم

تصویری که رسانه ها و کتابها از یک زن ایده آل به نمایش می‌گذارد چیست؟

دنیای مدرن برای پیشبرد اهداف اقتصادی خود یک نوع زیبایی و لاغری را در جوامع گوناگون تعریف کرده و جا انداخته‌اند. چنانچه کسی غیر از آن باشد و آن معیار های تحمیل شده را عینا نداشته باشد، حتما دچار شرم خواهد شد.

جامعه مدرن، زیبایی زن را طوری در اذهان عمومی نهادينه کرده که همه مردم از زیبایی فقط یک تعریف واحد دارند. و نتیجه اینکه در یک نظر سنجی در آمریکا بیشتر از نود درصد زنان از اندام و زیبای خود ناراضی هستند. آنها به نوعی دچار شرم نسبت به خود هستند!

مصداق دوم:
تصویری که از یک مادر ایده‌آل برای ما ساخته اند

یک مادر ایده‌آل هرگز خسته نمیشود، عصبی نمیشود، و موظف است لحظه لحظه خود را وقف کودک خردسالش کند. بنابر این الگو سازی و تصویر سازی، اگر مادر ابراز خستگی کند یا احساس نیاز به یک استراحت چند روزه داشته باشد هرگز جرات بیان آن را نخواهد داشت چون طبق تصویر سازی انحصاری ایشان فاصله زیادی با مادر ایده‌آل خواهد داشت و در صورت نیاز با استراحت یا مرخصی مادرانه در خود احساس شرم خواهد کرد.

نقش الگوهای ساختگی در ایجاد شرم

طبق تعلیمات ذهنی ما بعضی از اقشار حق خستگی ندارند. حق ندارند از حال و روز خود گله شکایت کنند و همیشه باید شاد باشند.
فرزندی که از مادر یا پدر پیرش پرستاری میکند.
مادری کد فرزند معلول دارد.
خانواده یک فرد جانباز. مصداقهایی هستند که برای ابراز خستگی از خود شرم میکنند. چرا که روایتهای غیر واقعی و ساختگی از مشابهات خود شنیده اند

در کل تمام کسانی از هم نوعان خودشان یک روایت بینظیر می‌شوند در هنگام خستگی احساس شرم میکنند.

دلایل شرمگین ساختن دیگران

گذشته از موارد بالا که به دلایل مختلف در ما استوره سازی شده، گاهی ما با حرفهایمان و کلام نسنجیده مان دیگران را دچار شرم میکنیم. غافل از اینکه شرم چقدر سنگین و کشنده است. گاهی کلام ما قدرت کشتن دارد و می‌تواند روح و انگیزه را در یک فرد بکشد. کشتن شخصیت یک انسان به مراتب درناک تر و مخرب تر از قتل نفس است.
ایجاد شرم با هر نیتی(خوب یا بد) در دیگران مخرب، کشنده و آسیب رسان است.

گاهی انگیزه از ایجاد شرم برای تغییر دیگران است. به این معنی که ما برای بهتر شدن دیگران آنها را با کلام خودمان شرمگین میکنیم.
در بعضی موارد ما بخاطر نداشتن سواد عاطفی اینکار را انجام میدهیم.
گاهی به خاطر خشم،
گاهی ترحم،
گاهی دلسوزی
و گاهی حتی از روی حسادت…

مثال
فرض کنید خانمی با همسرش مشاجره و دعوای جدی دارد. ایشان به خاطر دلجویی و دادن حس امنیت به فرزندش مدام به او تکرار میکند که به خاطر او از همسرش جدا نمیشود. مادر به خیال خود با این جمله نهایت عاطفه و مهر خود را به فرزند ثابت کرده اما چیزی که کودک از این ماجرا استنباط میکند قصه دیگری دارد. او با شنیدن این جمله قصه دردناکی را برای خودش بازگو می‌کند و یک شرم سنگین را با پوست و گوشت خود لمس میکند
کودک در تمام مشاجرات والدین و بگو مگوها خودس را مقصر میبیند. گمان میکند مقصر رنجی است که مادر متحمل میشود.

شاید این مطلب را بپسندید:

احساس شرم چیست؟ و چرا دشمن بزرگ موقیت ماست؟|حسین سیدزاده

ادامه دارد

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

4 پاسخ

  1. سلام
    مطلبتون خیلی عالی و مفید بود، چقدر سالها اطرافیان ما را دچار شرم کردند و ما هم اطرافیان خود را، و مطمئنم که بیشتر این‌موارد ناخودآگاه و ناخواسته بوده. ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط