تعریف خودمحوری
خودمحوری یک نارسایی ذهنی است که فرد در آن اغلب توانایی تشخیص واقعیت را از پیشفرضهای ذهنی خود ندارد.
در این نقص فرد خودمحور خودش را نماد درستی، معیار و نیک و بد و محور حق و باطل میداند. از این رو دیگران را به پیروی از خود دعوت کرده و فقط هرچه را که خود میفهمد صحیح میداند.
انسان خودمحور مدام به خود نزدیکتر شده و از لحاظ عاطفی از دیگران فاصله میگیرد. تا جایی که این نزديک شدن به خود به فاصله گرفتن از قوانین الهی منجر شده و حتی گاهی اوقات موجب بدعت گذاری در دين ميشود.
خودمحوران به خاطر پيروی از هوا و هوس و تمايلات نفسانی خود آنچه را بخواهند انجام میدهند و گاه برای مشروعيت بخشيدن به عمل خود سعی میکنند به آن رنگ مذهبی بدهند.
خودمحوران هم خود مجرم و گناهكارند، و هم عامل جرم و جنايت و گناه ديگران هستند زيرا با استبدادی كه دارند هر كاری را انجام میدهند و به دیگران نيز تحميل میکنند.
خصوصیات افراد خودمحور
یکی از بارزترین خصوصیات خودمحوران دیکتاتوری و استبداد رای است. آنها معمولا در برابر هیچ منطقی تسلیم نمیشوند. آنها گمان میکنند تسليم شدن در برابر سخن منطقی دیگران ابهت دروغیشان را فرو میریزد.
یکی دیگر از خصوصیات افراد خودمحور، واکنش شدید نشان دادن در برابر انتقاد دیگران است. آنها با افراد چاپلوس راحت تر هستند و سعی میکنند خود را از منتقدان دور نگه دارند.
آنها بدون بررسی نقدها، فورا برانگیخته شده و طوری رفتار میکنند که دیگران جرأت انتقاد کردن را پیدا نکنند.
فرد خودمحور همچنین دلسوزیهای دوستان و خانواده را بدخواهی دانسته و با آنها معترضانه برخورد میکند.
ادامه دارد…



2 پاسخ
خیلی خوب بود. منتظر دنبالۀ متن هستم.
ممنون که خوندین. ادامهاش به زودی حتما