همه ما در برههای از زندگی خود دچار افسردگی میشویم و در همان حال احساس حقارت میکنم. با کمی کاوش در خودمان، درمییابیم که انسان بی ارزش و ناکامی هستیم.
کینهای که نسبت به دیگران داریم پررنگی خاصی پیدا میکند. از دوستیهای صمیمانه دست میکشیم و انزوا طلب میکنیم. حال خوبی نداریم. نمیتوانیم و نمیخواهیم حال خوبی داشته باشیم. مدام در این گرداب آزار دهنده دست و پا میزنیم غافل ازینکه دچار خودکمبینی گشتهایم.
ما تواناییهای خود را نادیده گرفته و خودمان را کوچکتر از دیگران تصور میکنیم.
تعارفات بیخودی، چشم گفتن ها و وا دادن ها خشمگین مان میکرد، اما آن را بروز نمیدادیم.
در این مواقع کافی بود همان احترام و ارزشی را که برای دیگران قائل هستیم، برای خودمان قائل شویم. به خودمان نگاه تبعیض آمیز نداشته باشیم، خودمان را دوست بداریم و شروع به تغییر کنیم. ما باید به تمام تواناییهای خود ایمان داشته باشیم و خودمان را بپذیریم.
این مطلب را در مورد خودکمبینی بخوانید



یک پاسخ