دل تکانی |حسین سیدزاده

امروز به سرسرای دلت سری بزن و با یک یک میهمانان قلبت گپ و گفتی بکن.
به حسد بگو که دوستش نداری، بگو باید از خانه‌ی قلبت برود.
دروغ را بفرست دنبال نخود سیاه. بگو تا آن پیدا نکرده برنگردد.
غم را ببوس، دستی به سرو رویش بکش و آرام همان گوشه زنجیرش کن. مبادا گول ظاهر معصومش را بخوری! بگذار همانجا بماند تا از غصه آب شود.
به سمت ترس حمله ببر. هرچه قویتر یورش کنی، ترس تا دورتر میگریزد.
تنبلی را وادار کن روحت را آب و جارو کند. گردگیری کند و بیدار بماند!
اما عشق، اگر عشق را دیدی در آغوشش بکش، برانداز کن تا خود خودش باشد. دورویی را برایش قربانی کن و لبخند را تاج سرش کن.
عشق با همه فرق دارد.
در بهترین جای خانه بنشانش روی تختی از مهر و دامنش را پر کن از گلهای ایمان.
لباسش را با عطری از محبت خوش‌بو کن و هرچه داری در طبق اخلاص پیشکشش کن و بخواه تا ابد میهمان خانه دلت بماند.
که اگر بماند برنده‌ای…
زنده میشوی
زنده میمانی
و از آن والاتر عاشق میشوی…

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

5 پاسخ

  1. Hi there i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this post i thought i could also create comment due to this good post. Nora Damiano Pollard

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط