ما میلیاردها…
زمان کودکی من به کسی که چند میلیون تومان پول نقد یا دارایی داشت میگفتند میلیونر.
من همیشه آرزو داشتم یکی از آن میلیونرها باشم. اما در زمان نوجوانی که به آرزویم رسیدم و میلیونر شدم حال چندان خوبی نداشتم، چون دیگر به برکت تورم کلمه میلیون آن معنای سابق را نداشت، و دوم اینکه من آرزوی بزرگتری داشتم؛
آرزوی من میلیاردر شدن بود. اما آرزوی من به میلیاردر شدن خودم به تنهایی ختم نمیشد. من دوست داشتم تمام مردم سرزمینم ثروتمند و میلیاردر باشند. امروز د دعای خالصانه من به درگاه حق بلاخره مستجاب شد. هم من یک میلیاردر هستم و هم اکثر هموطنانم. شاید باور کردنش کمی سخت باشد که ما فقیر ترین میلیاردرهای جهان هستیم.
امروز قیمت اغلب خانه ها در شهر ما میلیاردی است. حتی در ارزانترین زمینهای شهر.
نرخ هرکدام از خودروهای در خیابان به راحتی به میلیارد میرسد و دارایی هر کسی حتی در ضعیف ترین حالت به میلیارد نزدیک شده. اما بسیاری از صاحبان همین خودروی میلیاردی قدرت تعویض لنت خودروی خود را ندارند و یا حتی از پس مخارج جاری اش بر نمیآیند.
مردم اگر خانه های چند میلیاردی شان به تعمیرات چند میلیونی یا کمتر نیاز داشته باشد به سختی میتوانند هزینه آن را پرداخت کنند.
امروز لبتاپها، گوشیها، تلويزيونها و کلا اسباب و وسایل منزل که جزو دارایی های ما هستند، قیمتشان سر به فلک میکشد اما جزئی ترین تعمیرات و یا پرداخت هزینه برای آنها، اغلب افراد را دچار مشکل و پریشانی میکند.
من نمیدانستم آرزوها به این راحتی براورده میشوند. شاید ایراد از من بود یا از آرزوهای من. من آرزو کردن بلد نبودم!


2 پاسخ
سلام من این طوری نگاه کردن به خیلی مسائل را اصلا قبول ندارم این که روی همه چیز عدد بگذاری و ارزشش را حساب کنی و بعد مقایسه کنی با چیزهای دیگه اصلا درست نیست
ما خودمون زمانی به دنیا آمدیم که نان یک تومان بود و الان نان دو هزار تومان ایا قابل مقایسه هست ؟
رفاه و امکانات که داریم با سال ۶۸ قابل قیاس هست ؟
من فکر میکنم این طور حرفها همه در دنیا های وارونه خبرهای جهت دار هست و هیچ وقت این فرمول گذاری ها در زندگی راه به جایی نبرده !
سلام بله دقیقا حق با شماست. در ادامه توضیح خواهم داد.