تایید طلبی معقول و نامعقول
من دوست دارم از طرف شما تعریف و تمجید بشنوم. احتمالا شما هم دوست دارید از سمت من و دیگران مورد توجه و “تایید” قرار بگیرید.
تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد! میل به تایید شدن و پذیرفته شدن از طرف دیگران یک میل کاملا طبیعی بوده، بسیار مقبول و بدون اشکال است.
پس مشکل کجاست؟
مشکل از جایی شروع میشود که ما میل به تایید شدن را از حد طبیعی خود خارج کرده و آن را فراتر از یک خواسته یا میل طبیعی قلمداد میکنیم. از اینجا به بعد این میل تبدیل به یک نقص شده و ما آن را یک نیاز ضروری برای ادامه حیات و زندگی در بین مردم میپنداریم.
هنگامی که تایید طلبی تا این حد مهم تلقی میشود تعريف ما از شکست و پیروزی در اجتماع به شکل فجیعی تغییر پیدا میکند.

خصوصیات افراد تاییدطلب
فرد تاییدطلب در مدرسه، در خانواده، در دانشگاه و در محیط کار تمام سعی خود را میکند که پیش چشم دیگران عزیز باشد. او در این راه میکوشد که کمتر حرف بزند و با هیچکس مخالفت نکند مبادا نظرش متفاوت با نظر دیگران باشد. او فکر میکند با اعلام نظر خود یا مخالفت کردن با دیگران، دیگر آدم خوبی به نظر نمیرسد.
او چون خشم درونی و ناراحتی خود را ابراز نمیکند از درون آشفته، عصبی و دلخور است. در نهایت انباشته شدن این احساسات سرکوب شده میتواند او را تا مرز افسردگی جلو ببرد.
اثرات مخرب تاییدطلبی
تاییدطلب ها معمولا از هر نوع تغییرات ذهنی، شخصیتی و موقعیتی گریزانند. آنها به جای دنبال کردن اهداف شخصی خود و خواستههای قلبی خود در طلب تایید گرفتن از دیگران هستند و هر نوع موفقیتی را با انتظارات دزگران تطبیق میدهند.
گمان میکنم عارضه تاییدطلبی یکی دیگر از عوارض کمبود “اعتماد بنفس” و یا نداشتن “عزت نفس” باشد. چرا که فرد تاییدطلب، همواره نسبت به بازخورد گرفتن از دیگران هراس دارد. او بجای سود بردن و یادگیری از انتقاد و تجربیات دیگران، بعد از انتقاد دچار رنجش یا آشفتگی میشود.
آنها به سختی متوجه این مطلب میشوند که هرگز قادر نخواهند بود پذیرش و تایید تمام اطرافیان خود را جلب کنند. همچنین توضیح این مطلب برای آنها دشوار خواهد بود که تایید شدن از سمت دیگران ممکن است نشانه محبوبیت شان بین دیگران نباشد.
آنها متوجه نیستند چهره ای که از خود میسازند نه تنها برای دیگران دوست داشتنی نیست بلکه ممکن است حتی غیر قابل تحمل باشد!
در رابطه با تصویری که مهر طلب ها و تاییدطلب ها از خودشان میسازند چند سوال مطرح است:
.چه کسی فرد زود رنج را برای دوستی و همصحبتی انتخاب میکند؟
.آیا فردی که خواسته های خود را به زبان نمیآورد، به این دليل که خود را با خواسته های دیگران وفق دهد، قابل احترام است؟
.بله گفتن های بی جهت، اجتناب از پذیرش مسئولیت زندگی خود، همواره محتاج عشق و توجه بودن برای اغلب مردم جذاب و مورد قبول است؟
.آیا کسی که همواره در پی برانگیختن ترحم دیگران نسبت به خود است، کمتر به پذیرش و تایید دیگران دست پیدا نمیکند؟
افراد تاییدطلب از نظر دیگران
دنبال تایید دیگران بودن آنها (افراد تاییدطلب) را در چشم دیگران فردی بی هویت و عاجز به تصویر میکشد، تصور مردم از این افراد این است که آنها هیچ خواسته و آرزویی برای خود ندارند و ازن روند ممکن است تا جایی پیش برود که مردم و اطرافیان شنیدن پاسخ منفی از برد تاییدطلب را بر نیابند و حتی از دست آنها دلخور و عصبانی شوند.
مهر طلب ها یا همان تاییدطلب ها برای رهایی از این عارضه مخرب نیاز به کمک دارند. در وهله اول آنها به کمک یک متخصص باید عزت نفس آسیب دیده خود را ترمیم کرده تا خود را لایق زندگی بهتری بدانند.
آنها باید یاد بگیرند که اگر از خودشان راضی نیستند، اگر نمیتوانند احساسات، خواستهها و نیازهای خود را واضح و شفاف بیان کنند، اگر توانایی “نه گفتن” را ندارند و در کل رضایت خود را در گرو راضی کردن دیگران میبینند، دچار ضعف در اعتمادبهنفس و کمبود عزت نفس هستند.
آنها باید با کمک یک متخصص باورهای غلط خود را شناسایی و آنها را یک به یک اصلاح کنند.
باورهای غلط آنها عبارت است از:
همه باید مرا دوست داشته باشند.
• همه باید از من راضی باشند.
• همه باید من را تایید کنند.
• همه باید از من بهخاطر محبتهایم تشکر کنند.
• همه باید من را تحسین و تمجید کنند تا انرژی داشته باشم.
• من مسوول شادی و احساسات دیگران هستم.
• اگر نه بگویم ناراحت میشوند.
• دیگران باید با من همیشه با مهربانی و ملایمت رفتار کنند.
• دیگران هرگز نباید از من انتقاد کنند و انتقاد آنها به معنی بد و ناکافی بودن من است.
• من لایق محبت دیگران نیستم، پس باید به آنها باج دهم تا دوستم بدارند.
و..
ادامه دارد
بهتر است این مطلب را بخوانید:


7 پاسخ
عالی بود⚘