گاهی برخی از ما حسرت خوردن را دوست داریم، حسرت کارهایی که نکردهایم، جاهایی که نرفتهایم، کتابهایی که نخواندایم و بسیا ی از کارهای نکرده دیگر.
به این دلیل این را میگویم که اگر به موقعیت قبل برگردیم یا شرایط مشابهی را تجربه کنیم، باز هم آن کارها را انجام نمیدهیم!
شاید اولین باری که حس پشیمانی را تجربه کردیم، کلمه “ای کاش” برایمان معنی شده باشد.
شاید درک این مسئله برای برداشتن قدمهای رشد و پیشرفت بسیار مهم باشد که اشتباهات ما مربوط به گذشته ماست و ما امروز فرصت جبران آنها را در اختیار داریم.
اندیشیدن درباره افسوس ها مانند نگاه کردن در آیینه عقب ماشین، هنگام رانندگی است . در واقع برای راندن بهتر رو به جلو ،آیینه عقب را نگاه می کنیم ، نه به منظور دیدن پشت سر خود ،افسوس نیز این گونه کار می کند. افسوس برای حرکت ما به جلو می تواند مفید باشد.
جانت لاندمن
پشیمانی، افسوس و حسرت ما را برای عملکرد درست در موقعیت های مشابه آماده میسازد و به ما فرصت جبران کمبودها و خسارات گذشته را میدهد به شرط آنکه در آنها غرق نشویم.
حسرت خوردن منفعلانه از مقایسه واهی و اغراقآمیز کمبودهای خود با دیگران نشأت میگیرد.
حسرت از سلسله افکار پلید و قدرتمند است. در صورت کنترل نکردن حسرت ورزی، ضربات کشنده ای به روح و روان خودمان وارد میکنیم. ما با پتک حسرت و مقایسه، هر لحظه بر شخصیت و تواناییهای حمله میکنیم.
“این حق من نبود” “چرا آنها دارند من ندارم” ” این عادلانه نیست” “استحقاق من بیشتر از اینهاست” و جملاتی نظیر اینها، تنها تکاپوی منفی و تخریبگر در ما به وجود میاورد. این گفتگوهای درونی منفی با خودمان دیگران را بالاتر از ما جلوه میدهد و حس ناامنی، نارضایتی، و آسیب پذیری را در ما تقویت میکند.
ادامه دارد…
شاید مطالب زیر را بپسندید:
پرخوری|اعتیاد|سید حسین سیدزاده




یک پاسخ